۱۴-خاطرات و ذهن ناخودآگاه

برخی هنرمندان با ضبط صداهای بی‌فکر و ناخودآگاه خود به داستان‌ها و عبارات کلیدی می‌رسند. تمرین‌های ناخودآگاه مثل نوشتن پس از تمرین خشم، به دسترسی به حکمت درونی کمک می‌کند. روان ما به خردی جهانی و نامحدود دسترسی دارد که اغلب از طریق ناخودآگاه به دست می‌آید.

"عمل خلاقانه:راهی برای بودن" کتابی از ریک روبین

Reza S

5/17/20241 دقیقه خواندن

برخی خوانندگان هنگامی که با قطعات جدید موسيقى برای اولین بار مواجه می‌شوند، بدون فکر یا آماده‌سازی اولین صداهایی که از دهانشان

بیرون می‌آید را ضبط می‌کنند. اکثراً اين‌ کلمات، تصادفی یا در واقع کلمات نیستند. اغلب، از میان همين صداهاى بى سروته‌، یک داستان یا

عبارات کلیدی ظاهر می‌شوند.

در این فرآیند، تلاش فعالى برای نوشتن وجود ندارد. این عمل در سطح ناخودآگاه انجام می‌شود و اين مطالب در درون شما وجود دارند.

تمرین‌هایی وجود دارد که مى تواند به دستیابی به این چاه عمیق درون خود کمک کند.

به عنوان مثال، می‌توانید یک تمرین آزادی از خشم انجام دهید که به مدت پنج دقیقه روی یک مشت بزنید. البته انجام این کار برای اين مدت نسبت

به آنچه که فکر می‌کنید، دشوارتر است. زمان خود را تنظیم کنید و با حداكثر انرژی انجام دهيد. سپس فوراً پنج صفحه با هر چیزی كه [به ذهنتان

] بيرون می‌آید، پر کنید.

هدف این است که به آن فکر نکنید، از جهت دادن به محتوا به هر نحوی خودداری کنید. فقط آنچه که بیرون می‌آید را بنویسید.

یک مخزن فراوانی از اطلاعات با کیفیت بالا در ناخودآگاه ما وجود دارد و پیدا کردن راه‌های دسترسی به آن می‌تواند مواد جدیدی را برای

بهره‌برداری از آنها فراهم کند.

روان ما به یک خرد و حكمت جهانی دسترسى دارد كه از عمیقتر از آنست که از ذهن خودآگاه به دست مياوريم . و دیدگاه نا محدودى ارائه

ميدهد. یک منبع اقیانوسی.

ما نمی‌دانیم چگونه کار می‌کند و نمی‌دانیم چرا کار می‌کند، اما بسیاری از هنرمندان به چیزی فراتر از خودشان دسترسی پیدا می‌کنند بدون اینکه

تشخیص دهند اين فرايند چگونه عمل ميكنيد ، کاملاً از طریق دسترسی به ضمير ناخودآگاه.

اغلب، دستیابی به این حالت‌ها خارج از کنترل ماست. برخی از هنرمندان بهترین اثار خود را در حالی ایجاد کرده‌اند که تب ١٠٣ درجه اى (

فارنهايت) داشته‌اند.

این شرایط ‌خلسه مانند قسمت فکرکردن مغز را نادیده گرفته و به حالت رویایی دسترسی پیدا می‌کنند. در قلمروى بین بیداری و خواب،

خرد وحكمت زیادی وجود دارد. دقيقا قبل از اینکه به خواب بروید، چه افکار و ایده‌هایی به ذهن شما می‌آید؟ وقتی از یک خواب بیدار می‌شوید،

چه احساسی دارید؟

در سنت حکمت یوگای خواب تبتی و دیگران، لاماها می‌گویند که حالت خواب به اندازه حالت بیداری واقعی - یا غیر واقعی - است.

نگهداری یک دفترچه خواب ممکن است مفید باشد. یک قلم و کاغذ در کنار تخت قرار دهید و به محض بیدار شدن، قبل از شروع هر كارى

بلافاصله شروع به نوشتن کنید. سعی کنید هرگونه حرکت غیرضروری را محدود کنید. حتی چرخاندن سر می‌تواند برای از بین بردن خواب از

حافظه ذخیره شده ميتواند کافی باشد.

هنگامی که می‌نویسید، تصویر روشن‌تر می‌شود و داستان و جزئیات بيشترى را نسبت به زمانی که شروع به نوشتن كرديد ،بخاطر مي آوريد. اگر

این تمرین را هر روز صبح انجام دهید، بهتر می‌توانید خواب‌های خود را به یاد آورید. همچنین [اين عمل] ممکن است به شما کمک کند که قبل

از خواب هدفى برای به یاد آوردن خواب‌های خود داشته باشيد.

خاطرات نیز می‌توانند به عنوان خواب‌ تصور شوند. آنها بیشتر شبیه یک داستان عاشقانه هستند تا یک سند حقيقى) از یک رویداد زندگی. و

محتوای خوبی می‌توان در این یادآوری‌های خیالی از تجربیات گذشته یافت.

ابزار مفید دیگری نیز وجود دارد که همان تصادفی بودن است - یا دقیق‌تر بگوییم، تصادفی بودن ظاهری، زیرا ممکن است سازماندهی در سطح

دیگری که ما درک نمی‌کنیم در حال انجام باشد.

برای مثال وقتی ای چینگ را می‌اندازیم، ، ما تعیین نمی‌کنیم که چوب‌ها یا سکه‌ها چگونه فرود بیایند. اما از طریق آنها، اطلاعاتی دریافت می‌کنیم

که می‌تواند به تصمیم‌گیری ما کمک کند و دوباره ذهن آگاه ما را دور بزند و شاید به یک هوش بزرگتر دسترسی پیدا کند.

همواره آنجاست

خاطرات و ذهن ناخودآگاه